أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
198
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
لسان العرب . ما در ترجمهء اين كلمه ( كه حالت اصطلاح به خود گرفته و بلكه در فقه نيز مصطلح است ) آنچه به كار رفته بود نمىپسنديديم ، چنان كه گذاشتن خود عنوة را . چه با تاى كشيده بنويسيم و صورت فارسى به آن دهيم و چه به صورت مصدر منون عربى . سرانجام در ترجمهء آن ، با كارزار ، و در برابر آن ، بى كارزار ( صلحا ) را آورديم و اين هم ترجمهاى است و چنين به نظر مىآيد كه اين ترجمه رسا و گوياى تمامت كلمهء اصل است . ( 52 ) 18 / 3 : مجمعه - در متن ( ص 205 ، س 1 ) محامع با حاء ضبط شده است ، و بى گمان تصحيف است يا از كاتبان ( كه دخويه نيز آن را به جا هشته است ) يا از چاپ ، ليكن خود دخويه در توضيحات مجامع و مجمعه ضبط كرده است . در نسخهء عكسى نيز مجامع است ( ورق 94 ب ) ( 53 ) 18 / 4 : اصمعى گويد - نظر اصمعى « 1 » را مؤلف ، در ص 104 متن ، چنين نقل كرده است ، بهشتهاى جهان سه است : غوطهء دمشق و رودخانهء بلخ و رودخانهء ابله . بوستانهاى جهان سه است : ابله و سيراف و عمان . و دو عروس جهان رى است و دمشق . - كرمان ( 54 ) 20 / 14 : قفص - كوههاى قفص را حد جنوبى درياست و شمالى حدود جيرفت و رودان و كوهستان بو غانم و شرقى خواش و بيابانى كى قفص و مكران است . و غربى آن بلوچ و حدود منوجان و نواحى هرموز . گويند هفت كوه است . و بلوچ در پايان كوه قفص باشد . و قفص به پارسى كوچ باشد . مسالك و ممالك ، ص 141 . در صور الاقاليم گويد : كوه قفص به كرمان مسكن قوم بلوچ است . مستوفى ، 198 - 199 ، لسترنج ، 346 و حدود 127 ( 55 ) 20 / 15 : و آن شهر سيستان است - عبارت متن ( ص 206 ) چنين است : « و جيرفت و هى مدينة سجستان » ليكن به هيچ گونه درست به نظر نمىرسد . و لو با نظر به گفتهء ابن حوقل كه جيرفت را تجارتخانهء خراسان و سيستان دانسته است بنا بر اين ، عبارت نسخهء عكسى صحيح است ( ورق 95 آ ) : « و جيرفت و هى اعظم مدنها » كه ضمير مدنها به كرمان راجع است ، نيز عبارتى كه دخويه از ابن خردادبه نقل مىكند : « و هى اعظم مدن كرمان » ، كه ضمير هى به جيرفت راجع است . در شرح جيرفت ، لسترنج گويد : تمام نصف جنوبى ايالت كرمان ، تا ساحل دريا ، داخل در ولايت جيرفت ( با فتح
--> ( 1 ) - عبد الملك اصمعى ، اديب و لغوى معروف ، در گذشته به سال 214 هجرى قمرى .